|
Death Will Not End Me
|
چند روز پیش اولین فوتوبوک ام را که سفارش داده بودم گرفتم. کتابی بی مانند در تمام دنیا با عکسهایی که من گرفته ام.
در راه به اقامتم فکر میکردم. استرس مصاحبه مرا فلج میکند.و از آن طرف ، خاله ام، نامادری، پدرم، برادرم، خانه ام، خانه شان، دختری که به من وابسته است و دلیلی که وی را اینجا نگاه داشته ست تنها منم.
همه ی اینها به کنار، درسهایم، دانشگاه، رشته و غیره همگی مرا مجبور به گم کردن خودم میکنند.
به مدرسه که رسیدم ، برای اولین بار کمی زود رسیده بودم. با دوستانم کمی گپ زدم و معلمم را دیدم. با هم خوش و بشی کردیم.
هنوز افکار مختلف ذهنم را در مینوردید.
زندگی ِ من... پر از سختی... آیا روزی خواهد آمد که من برای خودم و نفس خودم جبران مافات کنم؟ به خودم پاداشی بدهم؟
به سختی اتفاق می افتد.
الان باید درحال درس خواندن باشم. اما درون کتابخانه ی مدرسه ، اینترنت نوردی میکنم. اما چه عالی که اینجا، مسئولین کتابخانه هر دو مرا دوست دارند و به من حداقل آرامش ِ روانی میدهند. پوستم کنده هم شود، اینها با این رفتار خوششان مرا رستاخیز میکنند.
رستاخیزیدن...
در رست خزیدن...
شاید کلید افکارِ نا متناسب صحبت کردن با افراد متناسب است. شاید کلید آرامش فهم و درک تمامی مشکلات از زوایایی به غیر از زاویه ی کج نگری ست.
دلم برای دوستان وبلاگ نویسم تنگ شده است...
دوستان ِ من... به آغوش من بیایید و مرا باری دیگر شاداب کنید.
پی نوشت : "مثبت نگری هیچ تضادی با واقع نگری ندارد. در اصل ، مثبت نگری، تنها روحیه را حفظ کردن با استفاده از فکر کردن راجع به بخشهای مثبت یک اتفاق است. همیشه در یک اتفاق ، درآمدهای مثبت و منفی وجود دارد. شاید به یک اندازه نباشند، اما همیشه هر دو وجود دارند."
-دالای لاما (رهبر مذهبی بوداییان ِ تبت)
سامان حرف خوبی زدی... پیامبران معمولاً قدرتی نداشتند اولش... کاملاً صحیح! عیسی رو کاری ندارم. اما محمد و سلیمان و داوود و موسی و نوح و ... که اصلاً پادشاه نبودند؟!؟!؟!؟ اصلاً به هیچکی حکومت نکردند!
و اما چیزی که من منظورم بود از اول ، این بود که عیسی بوده... اما یه آدم خل و چلی بوده. بعد از این آقای عیسی ، کونستانتین اومد دین و ایمون در آورد و مردم رو مسیحی کرد و کل این دین رو رواج داد. و تا آخرین لحظه ی مرگش هم خودش مسیحی نشد. بعد از مرگش مسیحی اش کردند!!!
برای چی رواج داد؟ برای اینکه میدونست اینطوری میتونه مردم رو کنترل کنه. و البته مسیحی نشد چون خودش میدونست این داستانا همه اش چیه.... اینطوری فکر نمیکنین!؟
فکر کن راجع بش دوست عزیز من هر کسی که هستی.... تمام پولهایی که تو میدی یا فلان آدم اروپایی میده در راه دین کجا میره؟!؟!؟ کلیسا و مسجد! و این کلیسا و مسجد همه جای دنیا ، جزوی از حکومتند. یک حزبی بالاخره حمایتشون میکنه! اروپا و امریکا و ایران هم نداره! همه جا کمابیش هست....
بعد دیدی همه شون هم یه شهر مقدس دارند که همه پولا میره اونجا!!؟!؟!؟؟! جز پول معمولی که مردم برای پرستشگاهشون میدن البته!
مکه! واتیکان...! چقدر شباهت زیاده.... مگر نیست!؟